سلام سلام.

امروز  چهارمین سالگرد تولد پسرک کوچولوی خونه ماست.

پسرک شیطون و پر جنب و جوش و گاه پر جوش و خروش خونه کوچک ما که وقتی خوابه سکوتی آرامش بخش تو خونه حاکم می شه و وقتی بیدار می شه حس و حال و هیجان رو دوبازه تو خونه جاری می کنه.

چهار سال پیش این موقع من به اتاق زایمان منتقل شده بودم و بعد از دوازده ساعت (نزدیک ساعت ده شب) پسرکی چشم درشت با انبوه موهای سیاه و نگاه هشیار و کنجکاو به درودیوار و همه جا به دنیا اومد. انقدر قشنگ به اذانی که تو گوشش خوندم گوش می داد که انگار می فهمید دارم چی بهش می گم. موها و چشمهای سیاه و درشتش تو همه بیمارستان زبانزد بود و هردکتری برای ویزیتش می اومد می گفت آآآآآه ه ه ه این همون پسرک پشم درشت موسیاهه.

پسرکی که با اومدنش به دنیامون رنگ داد و هرروزمونو با شادی و شعف و هیجان رونق داد.

 پسرکی که هروز باهاش دنیای تازه ای رو تجربه می کنیم و هر روز باید منتظر سوالای جدیدش یا کشفیات جدیدش باشیم.

پویان امروز بعد از فوت کردن شمعش با یک کیک مامان پز که مدل ساعت بن تن رو داشت همراه کمی تنقلات و شکلات و نوشیدنی مخصوص بچه ها به مهدش (یا به ادعای خودش به مدرسه اش) رفت تا تولدش رو با دوستاش چشن بگیره و البته فردا هم با خونواده و دوستان که چند تایی بچه هم توشون هستن در یک پارک بزرگ جشن خواهیم گرفت که قول مردونه می دم به زودی ازش براتون بنویسم. از امروز صبح فقط دو سه تایی عکس دارم و فعلا دوربینم دست مربیشه تا از تولد امروزش عکس بندازه برامون و شاید همین امروز به این پست اضافه اشون کنم.

پی نوشت عذرخواهی:
بازم با کلی تاخیر دارم می نویسم اما چون تولد پسرمه نمی خوام از خاطره تلخ سفر نوروز امسالمون به ایران که با مریضی شدید مامان جون همراه شد بنویسم. خدا رو شکر مامان جون (مامان خودم) الان حالشون کاملا خوبه و با بزرگواری همیشگیتون منو ببخشید که تو سفر اخیرم نتونستم باهاتون تماس بگیرم به خصوص سارا جون مامان گل پارساجون و پگاه جون، حدیثه عزیز دلم مامان علی و مهدی ناز و یاسی جون مامان دینا و دانیال نازنازی. حال مادرم بعد از حدود دو ماه تازه روز تولد حضرت زهرا که روز مادر هم بود به حالت عادی و همیشگی اش برگشت و شرمنده که حتی این روز قشنگ رو هم به دوستای گلم تبریک نگفتم.

پی نوشت تشکر:
حدیثه گلم! عزیز دلم! ممنون که همیشه به یاد ما هستی و هیچوقت فراموشمون نمی کنی. خیلی شرمنده محبتات هستم نازنینم. دوستت دارم. دسته گلاتو ببوس (البته به محمد آقا سلاممو برسون و بقیه رو ببوس چشمک).

پی نوشت آخر:
این پست مخصوص تولد پویانه و از خودش و شیطنتاش بعدا می نویسم انشاالله.