سلام به همه دوستای گلمون بازم مدرسه ام دیر شد. خجالتخجالت

طاعاتتون قبول درگاه خدای مهربون باشه. این پست بار دومشه نوشته می شه. دیروز وسط کار لپ تاپم خراب شد. 
عکسا زیادن تو چند  روز پشت سر هم با موضوعات مختلف عکسا رو میذارم تو تو خاطرات پسرکم ثبت بشه.

اول عکسای روزمره تو خونه مامان جون

مشهد خیابون امام رضا جلو مغازه سجاده فروشی

 

تو راه طرقبه

فاطمه کوچولوی «پست نیازمند دستهای سزتان» با چشم بخیه شده (پی نوشت رو بخونید)

دیدار وبلاگی

پی نوشت:
دوستای خوبمون من یادم رفت توضیح بدم که خدا رو شکر  فاطمه کوچولو حالش الان خیلی خوبه و مشکلی نداره. ببخشید اگه ناراحتتون کردم. راستش عکس دیگه ای ازش نداشتم و دلم می خواست اون دوستانی که بهش کمک کردن عکسشو دیده باشن.