سلام سلام.

من خیلی خوشحالم چون اولین سفرم رو با  مامانی و باباجونم دارم می رم.

دیروز با مامانم رفتیم عکاسی اولین عکس پرسنلیمو انداختم. بعد هم رفتیم شهرداری و برای من پاسپورت گرفتیم و امروز عصری با مامانی و باباجونم داریم می ریم ترکیه. میریم آنتالیا یه کم هوای گرم بخوریم. باباجونم بعد از یه دوره سخت کاری کمی استراحت کنه. منم با باباجونم برم استخر و لب دریا آب تنی کنم. دختر خاله جونم یه مایوی خوشگل برام خریده بود که داشت کوچیک می شد و اینجا هم که هوا انقدر گرم نشد که بشه بریم تو آب. الانم که دیگه هوا از ۱۷-۱۸ درجه بالاتر نمی ره تازه همشم ابریه. مامانم داشت دلش برای لباسای تابستونیم می سوخت که وقت نشد تنم بکنه حالا می ریم ترکیه یه دلی از عزا در میاریم.

انشاالله از سفر که برگشتیم میایم از سفرمون می گیم و عکس می ذاریم. تا اون موقع لطفا خاله جونام مراقب دوست جونام باشن که من خیلی دوستشون دارم.

راستی تا ما برگردیم ماه رمضونه لطفا برای ما هم دعا کنید. افطاریا هم خوش بگذره. مامان من عاشق مهمونیای افطاری بود.

پ. ن. از مامان پویان: یه دوست با آیدی قله نشین یه برنامه ختم قرآن در ماه رمضان گذاشته که جالبه. اگه خواستید شرکت کنید لینکش تو لیست لینکای دوستان پویان هست.

شاد باشید.