سلام عرض می شه.

مامانم همه چیو ننوشته. فقط هر چیو دلش خواسته نوشته. اما من در ادامه نوشته های مامانی در باره خوراک من، می خوام خودم اونایی رو که مامانی جا انداخته اضافه کنم. عرض شود که من به خوردن همه چیزای خوشمزه علاقه دارم که به ترتیب علاقم براتون توضیح می دم. دوست جونام خوب بخونید و هرکدومو تا حالا امتحان نکردید یه باری امتحان کنید. به یه بار تجربه می ارزه. خب از کجا شروع کنم؟

اول از همه از انواع نوار و روبان و بند خوشم میاد. خیلی خوشمزس. حتی از بند دامن یا لباس مامانی هم نمی گذرم. مامانم چند تا بلوز داره که روشون بندای تزیینی دارن. وقتایی که بغلم می کنه شیرم بده اگه چشمم به بند بخوره دیگه شیر از یادم میره. نمی دونم چرا تازگیا دیگه این بلوزاشو نمی پوشه خسیس خانم. روتختیشم روش روبان دوزیه و گاهی که منو می خوابونه رو تختش تا کاراشو تو اون اتاق انجام بده یه دلی از عزا در میارم. دیدین رو لباسا و عروسکا و هر چیز پارچه ای یه نوارایی می دوزن و اطلاعات جنس اون پیز و نحوه شستنشو می نویسن. من عاشق اونام. مخصوصا عروسکایی که از ایکه آ خریداری شدن نوارای بلندی دارن که خیلی خوشمزه ان. من چند تاشو دارم. پتومم یه نوار باحالی داره. دیگه حتی ا زنجیر گردن بند باباجونمم نمی گذرم. هرچیم می خواد قایمش کنه من دستمو می ندازم تو یقه لباسشو درش میارم.

بعد از اون علاقه زیادی به دستمال کاغذی دارم. خیلییییییییییییییی خوشزس اما مامان و بابا نمی ذارن بخورم. تا ببینن دستمال دستمه سر می رسن و فوری دهنمو وارسی می کنن.  کاغذو که دیگه نگید. مخصوصا این کاتالوگای تبلیغی که میارن در خونمون. صفحه های رنگی شادی داره که خوردنشون روح آدمو تازه می کنه. اما بازم امان از دست این مامان و باباها. نایلون و پلاستیکم خوردنشون صغایی داره. چون موقع خوردن از اون صداهایی می دن که من خیلی دوست دارم.

دیگه هر چیز تازه ای هم ببینم باید حتما تو دهنم مزه کنم. آهان یادم اومد... مامانم که منو می ذاره رو میز تا پوشکمو عوض کنه دوست دارم یه تیکه لباسی یا پارچه ای چیزی تو دهنم باشه. برای همین یا شلوارمو که مامانی در آورده می خورم یا کهنه ای که مامانی بعد از شستن پاهام دور پاهام پیچیده. چند بارم فرزی به خرج دادم و پوشکمو که مامانی وقتی در میاره گولش می کنه و شکل یه توپ می شه ازش قاپیدم اما مامانی با فاصله یک ثانیه تا دهنم ازم گرفتتش. هر چیم برام عروسک می ذاره رو میزه بازم من لباسامو ترجیح می دم.

چند وقتیه شست پامو کشف کردم که خیلی باحاله. با جوراب و بی جوراب در همه حال خوشمزس. تو حمومم که از همه خوشمزه تره. چند وقت بود رفته بودم تو نخ شست پای مامانی که از مال خودم خیلی بزرگتره اما مامانی نمی ذاشت خورمش اما همین دیشب در یک عملیات ضربتی گرفتمش و یه لیس حسابی زدم. آهان گفتم لیسسسسس...  از وقتی تو رورئک می شینم یه کار باحالی می کنم. لبمو می ذارم لب شیشه ای میز اتاق نشیمن و از این سر تا اون سرشو لیس میزنم. دیگه مامانم به خاطر من شیشه رو فقط با آب تمیز می کنه و مایع شیشه شور نمی زنه بهش. انقده کیف دارههههههههه. اگه نخوردین حتما امتحان کنید.

اصلا از ماماناتون نترسیدا سعی می کنن ظاهرشونو بداخلاق منن اما خودشونم خوششون میاد از این کارا. دیروز مامانی منو گذاشت تو روروئک و رفت آشپزخونه منم یه راست رفتم سر جعبه شیرینی که دایی جونم از ایران آورده بود. اول یه شیرینی دانمارکی رو خوردم و له کردم و به همه جای میز مالیدمو همه اتاقو پر کردم از خورده شیرینی بعدم جعبه شیرینی رو از رومیز پرت کردم رو زمین. مامانی که با صدای جعبه دوید اومد تو اتاق وقتی دید من حالم خوبه کلی به قیافم خندید. راستی چایی هم خیلی دوست دارم که بابام خیلی خوشش میاد آخه زیاد چایی خوردن بابام تو فامی زبانزده حالا خوشحاله که منم به خودش کشیدم اما نمی ذارن زیاد بخورم. اولین بار هم تو ایران که بودیم تو بغل مامانی بودم اونم با یه دستش چایی می خورد که منم لیوانو از دستش قاپیدم و یه قلپ خوردم. مامانی فکر کرد چون تلخه بدم میاد برای همینم جلومو نگرفت اما من چایی رو تلخ تلخ سر می کشم. هرچند که شیرینش خیلی خوشمزه تره.

یه بارم تو ایران با مامانی و خاله هام رفتیم یه ختم که من تو بغل مامانی بودم و زا رو شونه هاش عقبو تماشا می کردم. به خاله شهلام که پشتمون بود حلوا تعارف کردن که تا بیاد تشکر کنه من از دستش قاپیدمش و گذاشتم تو دهنم. انقدر سریع بود که اگه مامانم نمی خندید حتی خالم نمی فهمید حلواش کجا رفت. این قاپیدنیا هم خیلی حال می دن. حتما امتحان کنید و فرصت ندید مامانتون تصمیم بگیره که اون خوردنی براتون خوبه یا بد.

وای من برم این نوار پتوم بدجوری داره بهم چشمک بزنه. مامانی تازه شستتش خوشمزس. قفط یه فیلم می ذارم براتون که محصول مشترکی از خونواده کوچک ماست که اگه فردا مامانی اومد و نوشت پویان بداخلاقه شما ببینید داره کلک می زنه ها. راستی دوست جونام شما هم اگه چیز خوشمزه دیگه ای سراغ دارید بهم خبر بدید برم سراغش.

عوامل صحنه عبارتند از:
هنرپیشه نقش اول- پویان خان گل گلاب
سیاهی لشکر- دایی جونم با لپ تاپش
مجری برنامه- مامان خانمی
تماشاچی و تشویق کننده- زندایی گیلدای مهربون
فیلمبردار- بابا جون جونیم.