روز تلخیه. همه غمگینن. همه نگرانن. منم نگران کشورمم. منم نگران جوونامونم. منم نگران سرنوشت مردمم. منم نگرانم که چی می شه. اما روز زن و روز مادر هم هست. روز میلاد بانوی اسلام. روز مادر به همه مادرای خوب، به مامانم، مامانی سرور پویان و عمه هاش، خواهرام و همه دوستای خوبم و همه مامانای مهربون دوستان پویان به خصوص همه دوستانی که تو لیست سمت راست صفحه امون هست تبریک می گیم و برای همه و برای ایران عزیزمون آرزوی آرامش و سربلندی و آزادی می کنیم.

می خواستیم برای همه مامانای خوب یه دسته گل اینجا بذاریم اما راستش اصلا حال و هواش نیست. دلم می گیره از اینکه اینقدر از اون حال و هوا دور موندیم. دلم می خواست از نزدیک و تو دل آتیش بودیم اما اینجا هم آتشی در دلمونه. وبلاگ مال پویانه سیاسیش نمی کنم فقط تو خاطراتش ثبت می کنم که راه 90 کیلومتری که دیروز با باباجونش و عمه هاش رفتیم بیهوده شد و رایمون به هیچ گرفته شد. چقدر خوشحال بودیم دیروز و چه غمگینه امروز... یعنی این تصاویری که تو بی بی سی فارسی نشون می ده راسته؟ اینجا ایرانه؟ پس اون همه فریاد شادی و امید که تا سه شب پیش تو خیابونای ایران بود کجا رفت؟ چکار کنیم با این همه تحقیر؟

به امید روزی شاد و روزهای آزاد